سي روز سي سخن- سخن اول

 

آن که میان خود و خدا را به صلاح دارد، خدا ميان او و مردم را به صلاح آرد،

و آن كه كار آخرت خود درست كند، خدا كار دنياي او را سامان دهد،

و آن كه او را از خود بر خويشتن واعظي است، خدا را بر او حافظي است.

 

******

پ.ن. خوش اومدين به مهموني خدا جون. يادتان نره

 

هر كه در اين بزم مقرب تر است/ جام بلا بيشترش مي دهند

 

 

 

خانه دل جای هر بیگانه نیست

زمین

 

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم!

در اينصورت كره زمين مانند فردی 46 ساله خواهد بود! که هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره‌ي سال‌هاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش
 پراكنده‌اي داريم!

اما اين را مي‌دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگل‌ها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده‌اند.

اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود! يعني زمين آن‌ها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد.

در اوايل هفته‌ي پيش ميمون‌هاي آدم‌نما به آدم‌هاي ميمون‌نما تبديل شدند!

و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت.

انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !

بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي‌گذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره‌ي 46 ساله آورده است

او طي 40 دقيقه‌ي بيولوژيكي، از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است

او خودش را به نسبت‌هاي سرسام‌آوري زياد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است

سوخت‌هاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است

و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله‌ي برق آسا نگاه مي‌كند


 

ایچه ریم آرکا داش

 

ايچه ريم آركا داش

به نيم درديم چوخ

ايچه ريم آركا داش

درديمه چاره يوخ

ايچه ريم آركا داش

بوگون كيفيم يوخ

ايچه ريم آركا داش

داديم دوزوم يوخ

دوستلار آجي سوئلر

دوشمانلار سوينه بولسون

بير بويوك ايشديم من

شفا لار اولسون

مزه بياز پئنير بياز دا زيتون اولسون

ايچه ريم آركا داش ايچه ريم  ايشده

ايچه ريم آركا داش سرخوشوم ايشده

 

دولدوور به ميخانه چي

بوش قالماسين قدحيم

دولدوور به ميخانه چي

هش بيتمي يور درتلريم

دولدوور به ميخانه چي

چابك دولدوور ايچريم

دولدوور دولدوور دولدوور دولدوور گتسين

دولدوور دولدوور دولدوور دولدوور ايچه ريم

 

دولدوور به ميخانه چي

يانيور ايچيم ايچيم

دولدوور به ميخانه چي

 هش بيتميور درتلريم

دولدوور به ميخانه چي

دونيور باشيم

دولدوور دولدوور دولدوور دولدوور  وئر ايچه ريم

 

 

ايچه ريم آركا داش

هش اومودوم يوخ

ايچه ريم آركا داش

محبتيم  يوخ

ايچه ريم آركا داش

بوگون هاوام يوخ

 

ايچه ريم آركا داش

به نيم درديم چوخ

ايچه ريم آركا داش

درديمه چاره يوخ

 

 *************

 

ميخورم اي همسفر(آركا داش: رفيق، يار همسفر و همسر)

دردم افزون است

ميخورم اي همسفر

دردم بدون چاره است

ميخورم اي همسفر

امروز حالم خوش نيست

همرهان وقتي تلخي كنند

دشمنانم بايد خوشحال شوند

پيمانه بزرگي خوردم

باشد كه شفا حاصل شود.

مزه و كمي پنير و زيتون باشد

ميخورم اي همسفر

 

پر كن اي ميخانه چي

خالي نماند قدحم

پر كن اي ميخانه چي

دردهايم آرام نمي گيرند

پر كن اي ميخانه چي

چابك پر كن تا بخورم

پر كن پر كن پر كن پر كن پر كن تا نهايت پر كن تا سر بكشم

پر كن اي ميخانه چي

درونم در آتش مي سوزد

پر كن اي ميخانه چي

درهايم آرام نمي گيرند

پر كن اي ميخانه چي

سرم گيج مي رود

پر كن پر كن پر كن پر كن پر كن تا نهايت پر كن تا سر بكشم

 

ميخورم اي همسفر

اميدي نمانده است

ميخورم اي همسفر

امروز حالي ندارم

ميخورم اي همسفر

محبتي ندارم

ميخورم اي همسفر

دردم افزون است

ميخورم اي همسفر

براي دردم چاره اي نيست

 

پ.ن: ترانه دولدوور( پركن) يكي از مشهورترين آهنگهاي تركيه است كه بدليل فضاي خاص و صداي خواننده(ادنان) تاثير فراواني بر شنونده مي گذارد. ترانه برگرفته از يك تم محلي است و براي خيلي از ماها خاطره انگيز. يكي دو هفته اي هستش كه پيداش شده منم با ترجمه اش مي ذارم اينجا  شايد خوشتون اومد.البته بهتره ترکی و انگلیسی هم یاد بگیرین تا هی من مترجم نشم آخه کمر درد می گیرم!!!!

در ضمن منم اهل خوردنما مگه شك داشتين البته شير پاستوريزه ميخورم تا بلكه منم بزرگ بشم.

 

برای دانلود عبارت زیر را کلیک کنید:

اینم لینکش فقط کم بخورین گیج نشین

 

 

نتيجه 1

 

 

و من چقدر خودخواه بودم كه همه چيز را براي خودم خواستم

ميدوني چقدر از خودم بدم مياد؟

 

 

سلام

- از این که باعث اذیت کسی بشم بدم میاد.

- دارم تمرین می کنم عادت نکنم بلکه صبر بکنم.

- دارم به این نکته ایمان میارم که تلاش کنم چون خدا با منه

  و اگه صلاحم باشه خواسته هام اجابت میشن.

- در ضمن دارم به این فکر میکنم که تنها واسه خودم نخوام

 بلکه تو رو هم در نظر بگیرم تویی که فراموشم نمی کنی.

اسماعیل من

همه روزم  قربان

بهترین کسانم اسماعیل

در این میان من ایستاده

مات این سئوال

که

من کیم؟

نیست یاری دهنده ای که مرا یاری دهد.

چشمها

" شب تنهايي خوب "

 

گوش كن...

دورترين مرغ جهان مي‌خواند.

شب سليس است ؛ و يكدست...

و باز..

شمعداني‌ها

و صدا دار ترين شاخه فصل ،

ماه را مي‌شنوند.

پلكان جلوي ساختمان؛

در فانوس به دست؛

و در اسراف نسيم...

گوش كن... جاده صدا مي‌زند از دور قدمهاي تو را

 

چشم تو زينت تاريكي نيست..

.

پلكها را بتكان...

كفش به پا كن و بيا...

 

و بيا تا جايي

كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد ؛

و زمان روي كلوخي بنشيند با تو...

و مزامير شب، اندام تو را

مثل يك قطعه آواز به خود جذب كند.

 

پارسايي ست در آنجا كه تو را خواهد گفت :

 

" بهترين چيز رسيدن به نگاهي‌ ست كه از حادثه عشق تر است "

 

 
 
A Fine Lonely Night

Listen!

The furthermost bird of the world sings

The night is neat, straight and wide.

The moon wispers

To the ears of the flowers,

To the ears of  the twigs.

 

In front of the stairs

Whitin the abundance of the breeze

 

A torch in my hand

I stand.

 

Listen!

The lanes is calling your steps

For your eyes not be the ornament of dark

 

Wash your eyes,

 

wear your shoes

and come.

 

Come until the moon’s nightly finger warns.

Come until the time sits on your side.

Come until the night’s scent absorbs

the mass of your limbs.

 

 

Listen!

I know,

There will be a wise

who will tell you then:

“The best instant is the night

you look into your eyes

and they are wet,

wet from the incidence of love.”

 

 

By Sohrab Sepehri

Translation: Maryam Dilmaghani

 

The poem Shab-e Tanha-yie Khoob was first published in the anthology Hajm-e Sabz (The Green Shape)  1967, Tehran

you raise me up

When I am down

And, oh my soul, so weary

When troubles come

And my heart burdened be

Then, I am still

And wait here in the silence

Until you come

And sit awhile with me

you raise me up

So I can stand on mountains

you raise me up

To walk on stormy seas

I am strong

When I am on your shoulders

you rise me up

To more than I can be

There is no life

No life without its hunger

Each restless heart

Beats so imperfectly

But when you come

And I am filled with wonder

Sometimes I think

I glimpse eternity

you raise me up

So I can stand on mountains

you raise me up

To walk on stormy seas

I am strong

When I am on your shoulders

you rise me up

To more than I can be

 

سه لوژی

 

 

خیلی وقته درد دلم مونده تو دلم. نمیدونم اینجا رو درست کردم که راحت بگم ولی نشد که راحت بگم !یه سه لوژی تو ذهنمه این یه لوژش:

 

ایللر بویی بونی آنلامیشدیم کی سوؤمک چوخ باشقا بیر شی ساییلیر و چالیشیردیمکی منده بو اولو تانرینین بویوک رحمتینه ال تاپیم و سوؤم.

 

دونن ساوالان یولوندا بونو چاتدیمکی سوؤمک دن باشقا سوؤیلمکدی.

 

*******

 

سالها در این اندیشه سپری شد که دوست داشتن و دل دادن که موهبتی است از جانب حق تعالی یکی از بزرگترین توانایی هایی است که بشر میتونه بدستش بیاره.

 

دیروز تو مسیر سبلان به این رسیدم که :

دوست داشته شدن از دوست داشتن و دلبری از دلدادگی برتر است.

 

-----------------------------------------

دو لوژ از سه لوژي

 

روح سرکش سرگشته ام در کوهستان های سرد با صدای دعوت مهربانانه تو آرامشی به وسعت ابدیت یافت و رهنمون شد به خانه ای بر روی آب.

 

و در این خانه مرا آشنا ساختی با امتداد نور با گلوله های نخ رنگی که از هر سمت و سو آویزان بودند در امتداد ابدیت٬

 

با دستهای نرم و مهربانت کلاف کوچک بنفشی را هدیه دادی و با نگاه مهربانت و آن تبسم روحانیت راه را نشانم دادی. کنون به شیوه کودکانه خویش گره در کلاف انداخته ام. یاریم کن تا گره گشایی تا حق تا رسیدن. من در انتظار سرپنجه انگشتان گره گشایت صبر خواهم کرد تا رقص با تو در

نور...

 

I wana go, toward my dearest, who calls me with gentle voice, come with me .....

پ.ن: الهام از فیلمهای کلد مانتنز٬ دعوت٬ خانه ای بر روی آب٬ شل وي دنس.

 

-------------------------------------------

 آخرين لوژ

 

عشق هر دم مي كند ديوانه ات/ تا زما و من كند بيگانه ات

عشق چون در سينه ات ماوي كند/ عقل را سرگشته و رسوا كند

عشق را با كفر و با ايمان چه كار/ عشق را با دوزخ و رضوان چه كار

عشق مي جويد حريفي سينه چاك/ كو ندارد از فناي خويش باك

عشق را با نيستي سودا بود/ تا تو هستي عشق كي پيدا بود

عشق مي جويد دلي آئينه رو/ تا بتابد نور بخش جان در او

 

الهي عشقهاي ما را به سوي خود و در راه خود قرار ده و دلي آيينه رو  ارزاني مان دار

 

نياز-هوراند-دشت لاله

 

در جواب آی عزیز و به سازندگان فردا که دختران امروزند

من كاري ندارم به كسي این تنها نظر شخصی خودمه.من مدافع سرسخت دوچرخه سواري و كلا ورزش بانوان هستم اونم نه تو زيرزمين باشگاههاي بدنسازي كه آدم حالش بهم ميخوره از هواش.
الانم خيلي خوشحالم كه عده اي از همین خانومای پر دل و جرات می تونن تو خيابوناي شهر تنگ نظر و بسته ام که تنها دلخوشی جووناش همین تیم دوچرخه سواری پتروشیمی هستش و یه تیم فوتبال نیم بند تراختور که بدلیل حواسپرتی بعضی ها بالاخره تونست یواشکی بره لیگ برتر- لااقل صبحا دوچرخه سوار ميشن( البته اگه آقا پلیسه گیر نده). بالاخره بايد از يه جايي شروع كرد و این خیلی خوبه. البته تو جاده هم دوچرخه سوارهاي خوبي داريم که امیدوارم مثل احد کاظمی و قادر میزبانی یه روز واسه شهرمون بشن یه افتخار. چیکار کنیم ماییم و یه شهر بزرگ و فقط یه تیم دوچرخه سواری ولاغیر.البته یه تور بین الملی هم داریم که الان دو سه سالیه پایتخت نشینها یه تور به اسم تور ریاست جمهوری راه انداختن که جایزه اش که بیشتره هیچی زمانشم تلاقی کرده با تور ما که کم کم تور ما هم  ...

البته شاید ایراد بگیرن که نه نمیشه ولی به نظر من بزرگترین مشکلی که هست و نسلهای آینده ما رو هم داره تهدید میکنه عدم نشاط و تحرک و سلامت دختران امروزه که سازندگان فردان.خیلی از کارارو به راحتی میشه انجام داد و به جایی هم بر نمی خوره فقط بیاین الکی قضیه ها رو نپیچونیم. هرکی هم صحبت داره حاضرم مناظره بکنم.

شب سکوت کویر و دیگر هیچ

 

 

دنیایی که در آن کوه هست، رود هست ، مور هست ...

و کوه به من آموخت

که در سرما و گرما،در برف و بوران،زیر آفتاب سوزان یا باران

باید ایستاد ، مقاوم!

و رود به من آموخت

که باوجود سنگ و صخره ، سد و نرده ، خار و علف هرزه

باید جاری بود ، مداوم!

و مور به من آموخت

که با جثه هر چند کوچک ، با کمک یا بی کمک ، حتی نم نمک

باید اندیشه فردا کرد ، مصممم!

...

و من این دنیا را به چهار دیواری خود آوردم :

مصمم ، مداوم و مقاوم!

من یک چها ر دیواری دارم

**************************

سلام ،

خداحافظ !

چیزی تازه اگر یافتید ،

بر این دو اضافه کنید

تا بل که

باز شود این درِ گم شده بر دیوار....

 

پ. ن. دستم به قلم نمیره خودتون که میدونین من چطور آدمیم بعضی وقتها هنگ می کنم اساسی! به دنبال امید...


 

یک مرد

 

 

A man is not where he lives, but where he loves.

 

 

جواب یعقوب به مطلب قبلیم به غارنشین مهربون

Why Worry? There are only two things in life to worry bout: Whether you are well

or whether you are sick. If you are well, Then there is nothing to worry about. But if

you are sick, there are only two things to worry about: Whether you are going to get

 well Or whether you are going to die. If you get well, Then there is nothing to worry

 about. But if you die, there are only two things to worry about: Whether you are

going to go to heaven or whether you are going to go to hell. If you go to heaven,

Then you have nothing to worry about. But if you go to hell, you'll be so busy

shaking hands with all your friends, That you won't have time to worry So,

WhyWorry?

yagub

جلفا- غار اصحاب کهف- نخجوان(جمهوری خودمختار نخجوان) با دوچرخه(1)

 

 

سلام به همگي، به اونايي كه هميشه لطف دارن چه مثل بارون چه مثل خورشيد پشت ابر.

خب از اين كه نبودم عذر مي خوام. اونايي كه باهام در ارتباط بودن ميدونن كه  دوست ندارم امسالم مثل سال قبل بشه. البته بايد سعي بكنم و شما هم دعا بفرمايين.  ورزش هم يكي از اين كاراست كه بايد مي كردم و دارم وقت ميذارم روش. اميدوارم همه تون اينطوري باشين. سالم و سر حال در برابر تمام ناملايمات. بعد تمرينات متفاوت يكي از آرزوهامو با كمك دوستان و خانواده بر آورده كردم و اونم تجربه سايكوتوريستي بود.

پنج شنبه و جمعه بعد كش و قوسهاي زياد بالاخره اولين برنامه گردشي خارج از كشور رو با دوچرخه انجام دادم. جاي همتون هم خالي. خالي هم شد حرف كاشكي همتون بودين. با تمام سختي هاش تجربه خوبي بود.

 و از خونواده ام و دوستام و شما ها كه هميشه يادتون همراهمه تشكر مي كنم بويژه از یه مهربوني كه نگرانش کرده بودم.( ادامه دارد....)

به مهربون ترین غارنشین

 

I never knew love could be a silence in the heart,


A moment when the time is still,


And all I've been looking for is right here in my arms,


Just waiting for the chance to begin;


I never knew love could be the sunlight in your eyes,


On a day that you may not have seen,


And all I've been searching for, well words could never say,


When a touch is more than anything;


Maybe you will never know how much I love you,


But of this, be sure;


Here is your paradise, here is your book of life,


Where you and I will be forevermore;


Here is your paradise, here is your book of life,


Where you and I will be forevermore;


And in the dark night, you'll follow the bright light


And go where the love must go,


And you will wake in the morning to a brand new day,


Take all your worries away;

 

Maybe you will never know how much I love you,


But of this, be sure,


Here is your paradise, here is your book of life,


Where you and I will be forevermore;


Here is your paradise, here is your book of life,


Where you and I will be forevermore;

 

واید یا تله- ترکیبی از هردو

 

 

تا حالا به اين فكر كردين كه لنز دوربين عكاسي با ديد يه زن و مرد چه نسبتي داره؟

دنبال يه لنز خوب براي دوربين بودم. قيمتها بالا و جيبها خالي. تو اين گيرو دار يه مقاله خوندم راجع به تفاوتهاي ديدگاني مرد ها و زنها.

مردها بر اساس اون مقاله داراي ديد تونلي هستند و چشمهاشون و قسمت بينايي مغزشون طوري طراحي شده كه تو ديدن فواصل نزديك مشكل دارن و اين باعث مي شه كه مردها كلاً نتيجه گرا باشن و از طرف ديگه وقتي خانمشون ميگه يه چيزي رو از كمد براشون ببرن، نتونن 20 سانتي جلوي چشمشونو ببينن و معمولاً دعوا پشت سرش راه مي افته. چون ماها اصولاً آدمهاي كم تحملي شديم.

در مقابل خانمها كاري به دور دست ندارن و نمي تونن افقهاي زيبا رو ببينن و كشف آفاق كنن ولي مو رو از ماست مي كشن بيرون! و ديدشون راه گراست و بهتر مي تونن از زندگي لذت ببرن چون همه جا رو دارن مي بينن برخلاف مردها كه فقط اون افقه رو مي بينن.

پس مي بينين آقايون مي شن لنز تله و خانوما  لنز وايد.

زندگي يعني همين . بستگي داره چقدر ماهر باشي تا بتوني زاويه مناسب رو پيدا كني و تو زمان مناسب لحظه اي بسيار كوتاه رو ماندگار و جاودان كني. و تو اينكار مي توني از لنز تله استفاده كني و هم مي توني از لنز وايد و يا مثل خيليهامون كه فقط عكس يادگاري دوست داريم از لنز نرمال استفاده كنيم.

ولي يادمون بايد باشه هيچ كدوم از اين لنزها نمي تونن به تنهايي نياز ديداري ما رو براي بلند مدت تامين كنن.

پس با يه لنز ، هميشه ناقص مي مونه اون لحظه.هميشه ناقص مي مونه زندگي!

 تو اين بين كسايي موفق ترن كه هم وايد داشته باشن هم تله. يه لنز از وايد تا تله!

پس بگردين دنبال لنز مناسبي كه با ديدگاه شما بتونه تركيبي دريك بازه بزرگ ديداري بوجود بياره . اگه اونو پيدا كردين تكنيكها رو به راحتي مي تونين ياد بگيرين، مهم شخصي يه متناسب با ديدگاه شما و مكمل نگاه شما!

 

 

یه تشکر کوچولو-200کیلومتر

 

 

سلامم در آستانه دلهاي مهربانتان در انتظار لبخندی سبز است براي حضور در سرزمين آلاله هاي وحشيتان.. ...

 بعد مدتها تمرين اين هفته طي 4 روز تلاش براي آمادگي بالاخره از مرز 200 كيلومتر گذشتم و اينو ممنون همه تونم. اميدوارم بتونم طبق برنامه پيش برم. و بيشتر از همه اميدوارم شمارو هم سالم و تندرست ببينم واسه هميشه.

 

200 كيلومتر شايد چيزي نباشه ولي وقتي همش سربالايي باشه و تو باد اونوقت ركاب زدن سخت ميشه. تقديم مي كنم اين 200 تا رو به همتون به خصوص اوني كه يادش هميشه يادمه.

 

 

 

همایون-خورشید آرزو

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی/  آهنگ اشتياق دلي دردمند را.
شايد که بيش ازين نپسندی به  کار عشق/ آزار اين رميده ی سر در کمند را.
بگذار سر به سینه من تا  بگويمت/اندوه چيست،عشق کدام است،غم کجاست؟
بگذار تا بگويمت:اين مرغ خسته جان/عمري ست در هواي تو از آشيان جداست.
دلتنگم آنچنان که اگر بينمت به  کام/ خواهم که جاودانه بنالم به  دامنت
شايد که جاودانه بماني کنارمن/ اي نازنين که هيچ وفا نيست با منت
تو،آسمان آبي آرام و روشني/من،چون کبوتري که پرم در هواي تو
يک شب ستاره هاي تو را دانه چين کنم/ با اشک شرم خويش بريزم به  پاي تو،

 بگذار تا ببوسمت،اي نوشخند صبح/ بگذار تا  بنوشمت،اي چشمه ي شراب.
بيمار خنده هاي تو ام،بيشتر بخند/ خورشيد آرزوي مني،گرم تر بتاب.

همایون - با ستاره ها

 

 

تو كيستي كه من اين گونه  بي تو بي تابم

شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

تو كيستي كه من از موج هر تبسم تو

بسان قايق سرگشته روي گردابم

من از كجا به راه تو آمدم ناگاه

چه كرد با دل من آن نگاه شيرين آه

تو دوردست اميدي و پاي من خسته است

چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

چه آرزوي محالي است زيستن با تو

مرا همي بگذارند يك سخن با تو

 

 

پ.ن: آلبوم ستاره ها با صدای همایون- راستش باید گوش بدین تا خودتون هر چی بهتون الهام میشه رو درک کنین. البته سبک خوندن این قطعه درست مثل نسیم وصل و ... دیگه است و یه سوز خاصی تو لحن همایون هستش که فعلاْ برای منی که هم سن و سالشم پر شور و دوست داشتنیه ولی امیدوارم این دیگه کلیشه نشه.  از قیژک کولی و خورشید آرزو هم براتون می نویسم. قطعه های جالب و پر معنایی دارن. البته من آرزوی محال سعی می کنم نکنم و اگه بکنم به خاطرش مبارزه می کنم تا واقعیت پیدا بکنه. شما چطور؟