شب سکوت کویر و دیگر هیچ
دنیایی که در آن کوه هست، رود هست ، مور هست ...
و کوه به من آموخت
که در سرما و گرما،در برف و بوران،زیر آفتاب سوزان یا باران
باید ایستاد ، مقاوم!
و رود به من آموخت
که باوجود سنگ و صخره ، سد و نرده ، خار و علف هرزه
باید جاری بود ، مداوم!
و مور به من آموخت
که با جثه هر چند کوچک ، با کمک یا بی کمک ، حتی نم نمک
باید اندیشه فردا کرد ، مصممم!
...
و من این دنیا را به چهار دیواری خود آوردم :
مصمم ، مداوم و مقاوم!
من یک چها ر دیواری دارم
**************************
سلام ،
خداحافظ !
چیزی تازه اگر یافتید ،
بر این دو اضافه کنید
تا بل که
باز شود این درِ گم شده بر دیوار....
پ. ن. دستم به قلم نمیره خودتون که میدونین من چطور آدمیم بعضی وقتها هنگ می کنم اساسی! به دنبال امید...
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۴/۰۱ ساعت 1:4 توسط یوسف
|
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.