باز من ديوانه ام مستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
بازم قاطي شده.
اينبار نه از برون كه از درون آتيش گرفتم.
احساس نه ماندن و نه رفتن.
سينه ام تنگه واسه قلبم.
اونقدر محكم ميزنه كه صداش به وحشتم ميندازه.
نه قرار ماندن و نه پاي رفتن.
ريختم بهم. حتي دوستام هم فهميدم.
از فرياد هام بهشون موقع دوچرخه سواري بعداً خجالت مي كشم
دست خودم نيست.
نمي خوام چاي قرمز بخورم به قول محمد رضا.
سخته سخته سخته سختتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته
مي فهمي خيلي سختتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته
كاش اين شهريور لعنتي امسال نبود
كاش امسال زاده نمي شدم.
كاش مي تونستم درست و حسابي گريه كنم.
بغض هم بهم محل نمي زاره.
خدا جون كمك كن!

به ...
خدا مارو برای هم نمی خواست
فقط می خواست ، همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیست
فقط خواست ، نیمه امونو دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش مارو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می بینم میری و می بینی میرم
تو وقتی هستی اما دوری از من
نه میشه زنده باشم ، نه بمیرم
نمیگم دلخور از تقدیرم اما
تو می دونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می رسیدیم
داره رو دست ما میمیره این عشق
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش مارو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
خدا مارو برای هم نمی خواست
فقط می خواست ، همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیست
فقط خواست ، نیمه امونو دیده باشیم
از : ترانه ی تب تلخ از آلبوم فصل تازه