نتيجه 1
و من چقدر خودخواه بودم كه همه چيز را براي خودم خواستم
ميدوني چقدر از خودم بدم مياد؟
و من چقدر خودخواه بودم كه همه چيز را براي خودم خواستم
ميدوني چقدر از خودم بدم مياد؟
- دارم تمرین می کنم عادت نکنم بلکه صبر بکنم.
- دارم به این نکته ایمان میارم که تلاش کنم چون خدا با منه
و اگه صلاحم باشه خواسته هام اجابت میشن.
- در ضمن دارم به این فکر میکنم که تنها واسه خودم نخوام
بلکه تو رو هم در نظر بگیرم تویی که فراموشم نمی کنی.
بهترین کسانم اسماعیل
در این میان من ایستاده
مات این سئوال
که
من کیم؟
نیست یاری دهنده ای که مرا یاری دهد.
|
" شب تنهايي خوب "
گوش كن... دورترين مرغ جهان ميخواند. شب سليس است ؛ و يكدست... و باز.. شمعدانيها و صدا دار ترين شاخه فصل ، ماه را ميشنوند. پلكان جلوي ساختمان؛ در فانوس به دست؛ و در اسراف نسيم... گوش كن... جاده صدا ميزند از دور قدمهاي تو را
چشم تو زينت تاريكي نيست.. . پلكها را بتكان... كفش به پا كن و بيا...
و بيا تا جايي كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد ؛ و زمان روي كلوخي بنشيند با تو... و مزامير شب، اندام تو را مثل يك قطعه آواز به خود جذب كند.
پارسايي ست در آنجا كه تو را خواهد گفت :
" بهترين چيز رسيدن به نگاهي ست كه از حادثه عشق تر است "
A Fine Lonely Night | |
|
| |
|
When I am down
And, oh my soul, so weary
When troubles come
And my heart burdened be
Then, I am still
And wait here in the silence
Until you come
And sit awhile with me
you raise me up
So I can stand on mountains
you raise me up
To walk on stormy seas
I am strong
When I am on your shoulders
you rise me up
To more than I can be
There is no life
No life without its hunger
Each restless heart
Beats so imperfectly
But when you come
And I am filled with wonder
Sometimes I think
I glimpse eternity
you raise me up
So I can stand on mountains
you raise me up
To walk on stormy seas
I am strong
When I am on your shoulders
you rise me up
To more than I can be
خیلی وقته درد دلم مونده تو دلم. نمیدونم اینجا رو درست کردم که راحت بگم ولی نشد که راحت بگم !یه سه لوژی تو ذهنمه این یه لوژش:
ایللر بویی بونی آنلامیشدیم کی سوؤمک چوخ باشقا بیر شی ساییلیر و چالیشیردیمکی منده بو اولو تانرینین بویوک رحمتینه ال تاپیم و سوؤم.
دونن ساوالان یولوندا بونو چاتدیمکی سوؤمک دن باشقا سوؤیلمکدی.
*******
سالها در این اندیشه سپری شد که دوست داشتن و دل دادن که موهبتی است از جانب حق تعالی یکی از بزرگترین توانایی هایی است که بشر میتونه بدستش بیاره.
دیروز تو مسیر سبلان به این رسیدم که :
دوست داشته شدن از دوست داشتن و دلبری از دلدادگی برتر است.
-----------------------------------------
دو لوژ از سه لوژي
روح سرکش سرگشته ام در کوهستان های سرد با صدای دعوت مهربانانه تو آرامشی به وسعت ابدیت یافت و رهنمون شد به خانه ای بر روی آب.
و در این خانه مرا آشنا ساختی با امتداد نور با گلوله های نخ رنگی که از هر سمت و سو آویزان بودند در امتداد ابدیت٬
با دستهای نرم و مهربانت کلاف کوچک بنفشی را هدیه دادی و با نگاه مهربانت و آن تبسم روحانیت راه را نشانم دادی. کنون به شیوه کودکانه خویش گره در کلاف انداخته ام. یاریم کن تا گره گشایی تا حق تا رسیدن. من در انتظار سرپنجه انگشتان گره گشایت صبر خواهم کرد تا رقص با تو در
نور...

پ.ن: الهام از فیلمهای کلد مانتنز٬ دعوت٬ خانه ای بر روی آب٬ شل وي دنس.
-------------------------------------------
آخرين لوژ
عشق هر دم مي كند ديوانه ات/ تا زما و من كند بيگانه ات
عشق چون در سينه ات ماوي كند/ عقل را سرگشته و رسوا كند
عشق را با كفر و با ايمان چه كار/ عشق را با دوزخ و رضوان چه كار
عشق مي جويد حريفي سينه چاك/ كو ندارد از فناي خويش باك
عشق را با نيستي سودا بود/ تا تو هستي عشق كي پيدا بود
عشق مي جويد دلي آئينه رو/ تا بتابد نور بخش جان در او
الهي عشقهاي ما را به سوي خود و در راه خود قرار ده و دلي آيينه رو ارزاني مان دار

من كاري ندارم به كسي این تنها نظر شخصی خودمه.من مدافع سرسخت دوچرخه سواري و كلا ورزش بانوان هستم اونم نه تو زيرزمين باشگاههاي بدنسازي كه آدم حالش بهم ميخوره از هواش.
الانم خيلي خوشحالم كه عده اي از همین خانومای پر دل و جرات می تونن تو خيابوناي شهر تنگ نظر و بسته ام که تنها دلخوشی جووناش همین تیم دوچرخه سواری پتروشیمی هستش و یه تیم فوتبال نیم بند تراختور که بدلیل حواسپرتی بعضی ها بالاخره تونست یواشکی بره لیگ برتر- لااقل صبحا دوچرخه سوار ميشن( البته اگه آقا پلیسه گیر نده). بالاخره بايد از يه جايي شروع كرد و این خیلی خوبه. البته تو جاده هم دوچرخه سوارهاي خوبي داريم که امیدوارم مثل احد کاظمی و قادر میزبانی یه روز واسه شهرمون بشن یه افتخار. چیکار کنیم ماییم و یه شهر بزرگ و فقط یه تیم دوچرخه سواری ولاغیر.البته یه تور بین الملی هم داریم که الان دو سه سالیه پایتخت نشینها یه تور به اسم تور ریاست جمهوری راه انداختن که جایزه اش که بیشتره هیچی زمانشم تلاقی کرده با تور ما که کم کم تور ما هم ...
البته شاید ایراد بگیرن که نه نمیشه ولی به نظر من بزرگترین مشکلی که هست و نسلهای آینده ما رو هم داره تهدید میکنه عدم نشاط و تحرک و سلامت دختران امروزه که سازندگان فردان.خیلی از کارارو به راحتی میشه انجام داد و به جایی هم بر نمی خوره فقط بیاین الکی قضیه ها رو نپیچونیم. هرکی هم صحبت داره حاضرم مناظره بکنم.
و کوه به من آموخت
که در سرما و گرما،در برف و بوران،زیر آفتاب سوزان یا باران
باید ایستاد ، مقاوم!
و رود به من آموخت
که باوجود سنگ و صخره ، سد و نرده ، خار و علف هرزه
باید جاری بود ، مداوم!
و مور به من آموخت
که با جثه هر چند کوچک ، با کمک یا بی کمک ، حتی نم نمک
باید اندیشه فردا کرد ، مصممم!
...
و من این دنیا را به چهار دیواری خود آوردم :
مصمم ، مداوم و مقاوم!
من یک چها ر دیواری دارم
**************************
سلام ،
خداحافظ !
چیزی تازه اگر یافتید ،
بر این دو اضافه کنید
تا بل که
باز شود این درِ گم شده بر دیوار....
پ. ن. دستم به قلم نمیره خودتون که میدونین من چطور آدمیم بعضی وقتها هنگ می کنم اساسی! به دنبال امید...