۲۲ اسفند در طي ۴ سال گذشته يادآور روزهاي بيشتر تلخي برايم بوده و امسال پايان اين مسير طي شده. رهايي از بار مسئوليتي كه در كار بر عهده ام بود. با تجاربي گرانبهاتر از اين ۴ سال .

هر چند فرصتهاي زيادي را سوزانده از دست دادم اما خوشحالم از اينكه توان خويش را به كار بردم تا از عهده آن برآيم و اميدوار كه در پيشگاه خداوند شرمنده نباشم.

شرمنده خانواده ام بوده ام در اين ۴ سال كه به لحاظ نوع مسئوليتم گرفتاريهاي مختلف مرا تحمل كرده اند.

و غمگين و عاصي از دغل و دروغ و ناراستي و شبهاتي كه همكاران در اين مدت به خوردم دادند. خداوند مرا ببخشد!!

اعتقادم بر اين  بوده و هست كه براي رسيدن به اهداف يك مسئوليت بايد امكانات و اختيارات آن را داشته باشي و اينك شرط سومي را بر اين رابطه اضافه كرده ام و آن داشتن افرادي هم شان دلسوز و هم راي با خودت هست.

و اينك آسوده چه آنچه كرده ام در سايه لطف خدا بود و تلاش ديگران براي ناتوان جلوه دادن من چيزي نبود جز قانون گريزي ناعادلانه آنها.

و حداقل در يك مورد شرمنده نيستم كه حق آب و گل را در مورد كسي كه مرا در اين كار استخدام كرد و راه را برايم آموخت رعايت كرده ام. خدا حفظش كند.