خورشيد در قلب تو طلوع ميكند....
دوستي كه يك انسان مهربان است٬ دنيا را با معيار كمال نمي سنجد ومعتقد است٬
هر گاه كسي به تو ميگويد كه دوستت دارد٬ يعني: تو را آن طور كه هستي پذيرفته
وحتما با تو رفتاري از سر مهر خواهد داشت ودر نتيجه فراموشت نخواهد كرد.
اين دوست در راهي كه ميرفت از كسي پرسيد:
آيا تاكنون كسي را ديده اي كه فقط مقداري از روشنايي خورشيد را طلب كند؟
براي تاريكي و رفتن خورشيد گونه اش نمناك شود ولبش براي طلوع٬ ذكري را نجوا كند؟
آن شخص پرسيده بود .....
آيا تو به دنبال ستايش وتحسين خورشيدي؟
وجواب شنيده بود.....
خورشيد به راستي عاشق است كه نورش را از تو پس نميگيرد و
براي با شور بخشيدنش بهايي از تو نمي ستاند.
خورشيد را ببين٬ وبياموز كه عشق يعني با سخاوت بخشيدن....
در دشوارترين زماني كه قلب تو ميشناسد٬
ترنم مهر آميز عشق شاه كليد درهاي بسته را تقديمت ميكند...
هر كه را دوست داري٬ هر چه را مي پسندي در لواي حمايتش ميگيرد
عشق دليل آمدن وانتهاي كمال است...
از ياد بردن همه ترسها٬ به خاطر نياوردن كدورتها وسبزي هر نهالي را به حسد ننگريستن٬
همه ريشه
در نورانيت عشق دارد...
آن شخص پرسيده بود:
اگر كلامم به دل ديگران ننشيند وابراز عشقم را با رفتار نامنصفانه شان......و
حباب اشكي نرم وبي صدا
بر گوشه چشمش روييده بود
و دگر بار شنيده بود....
ممكن است گفته هاي تو بر هر دلي ننشيند اما آنهايي كه از كنارت ميگذرند٬
دوستي را در مسير خود مي بينند كه لبخندش و نگاه حمايت كننده اش
حاكي از بخشش بي ريايش دارد...
اگر تو قوي باشي واز هر چه مي هراسي و آن چه قلبت را مي لرزاند٬ كلامي شكوه نكني...
عشق را برگزيني و دل به او بسپاري٬ دست در دست تو ميتواند دنيا را برايت شاهراهي كند...
هر چه به سوي عشق بيشتر بشتابي
بيشتر ياد خواهي گرفت به خاطرش عفو مي كني٬
مي گذري ومي ماني...
بدون عشق حتي ابرها هم برايت نخواهند گريست وگره هاي زندگي به دست دوستي پرمهر٬
برايت گشوده نخواهد شد...
كسي باش كه ميداند عشق بالي براي پرواز به سوي تجلي آرزوها و
پل عبور به سوي سرزمين دلهاي مشتاق است
عاشق باش و اوج گرفتن خود را ببين
مهر بورز و عشق خود را عيان كن
زماني كه ميخواهي بسيار بزرگ باشي٬
بياد بياور كه نخست بايد
چون خورشيد عاشق باشي.........
« ومن الله التوفيق«