و اینک منم ایستاده در برابر منیت خود. هم او که دوباره شکستم داد ولی اینبار دیگر تنها نیستم. می دانم که این من من، همیشه در کمینم است. این وسوسه گر خناس و تو حتی ابراهیم نیزاگر باشی مبارزه با منیت خویش را هماره باید در یاد داشته باشی که لحظه ای غفلت کافی است برای سقوط در دامن این شیطان. و من اگر چه باختم همه چیز را به یک لحظه غفلت خویش اما دوباره آمده ام با هزاران امید در سر و نیرویی بس ژرف در وجود. که اینبار وصلتی است بین من و او یی که نزدیکتر از من به من است.

و شما همرهان آشنا که بیادمید همرهیتان را دریغم نکنید در این راه صعب.


سلام دوباره ام را پذیرا باشید از دامنه های زیبای سهند. سلامی نرم و درد آشنا به ستاره های کویر قم . به شبهای دلتنگ تهران . به گنجهای در دل نهفته کتله خور گرماب. به طلوع زیبای خورشید در خلیج نیلگون فارس. به کرانه های بحرین. و به قهرمان این سرزمین دزفول.و به زادگاه تفکر سبز این دیار شمال سرفراز.