به تاترا و تمام بندریها-به آنانکه وطنشان رو به کوچ ترجیح میدهند.
همه جای ای دنیا به یه گوشت نارسد
بندرم روخو مچرخون از ای چوکه بی کست
هرجارفتم هرجا اومدی هرکجا نگامکه
ذره ای از آشنایی واجونو دل صدا مکه
هر جای دنیا که رفتم اومدی که جایی مه نهه
گرچه دنیاشون قشنگه ولی دنیایی مه نهه
آخرش خوب اوم دونست که دیریا آخر نابو
هیچکسی بندری و هیجا بندر نابو
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۲/۰۳ ساعت 23:45 توسط یوسف
|
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.