بالاخره یه روز نوار بدبیاریام رو قیچی میکنم
وقتي
*Great expectations
آدم
** Gone with the wind
مي شود
*آرزوهای بزرگ(چارلز دیکنز)
** بر باد رفته(مارگارت میچل)
توضیحی درباره یک اتفاق
اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست /مراد خویش دگرباره بر نخواهم خواست
عنایتی که تو را بود اگر مبدل شد/خلل پذیر نباشد ارادتی که مراست
مرا به هر چه کنی دل نخواهی آزردن/که هر چه دوست پسندد به جای دوست رواست
هزار دشمنی افتد میان بدگویان/ میان عاشق و معشوق دوستی برجاست
سلام به همتون . چه اونهایی که پیغام میزارن چه اونهایی که با آرامش و سکوت نظاره گرند. این مطلب رو نمی خوام فعلا عوض کنم به خاطرش مجبورم این زیر میرا یه جایی مطلب بنویسم.
سفر به بزقوش- سفری برای فراموش کردن یک اتفاق
دیروز جای همه تون رو خالی کردم تو قله بزقوش. چند ماه قبل تو تابستون اینجا بودیم و موقع عکس یادگاری که شد همه بچه های همنورد حتی جاهاشون موقعی که عکس تکی می انداختن تو ذهنم مرور شد. یاد مسعود یاد کمال شبخیز یاد بابای خودم. یاد آبجی و یوسف و حتی یاد آنی. باد و سردی هوا نشان فرارویش زمستان عزیز و پاک را دارد و این نهیب را که وقت رفتن است و تو باید به سپیدی رسی تا قدم در راه حق بگذاری آنچنانکه در حج می کنی و آنچنان که در سفر عظیم آخرت می کنندت. سپید و پاک اما این جسمت است که سپید پوش است و پاک و آنچه در ورای این سپیدی است باید که سپیدتر باشد و تو ماموری به پاکی و عصیان بر علیه آنچه تو را از این سپیدی باز دارد.
مسیر دره به سمت قله با درگیری نسبی با سنگ و صخره که عمدتا به خاطر سیل دو هفته پیش بود تنوعی نو بود و تلاشی مضاعف می طلبید که میسر شد و من که علی رغم گرفتاری خانوادگی در این برنامه به اصرار دلم بودم مجبور به تحمل نگاه پدر و خواهرم نیز شدم که برای شاید اولین بار اصرار مرا برای حضور در کوهستان می دیدند. ولی باید برای شکر و رهایی از آنچه در درونم شعله می کشید می رفتم و آنگاه که پای در قله نهادم صدای اذان بود و شکوه و جلال خاصی بزقوش را فرا گرفته بود. ندای الله اکبر کوهنوردی از بچه های تیم ماشین سازی تبریز که قبل از ما در قله بودند آنچنان نشانه بود که باور کردم باید اینجا همه چیز را بگذارم و برگردم. و گذاشتم و برگشتم . باید که آنچه را می بایست فراموش کنم دفن می کردم و اینکار را در قله این کوه زیبا و با یاری نازنینم انجام دادم باشد که در مسیر بازگشت به خویشتن یاریش را ادراک کنم.

خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.