شبای رفتن تو، شبای بی ستاره است

ببین که خاطراتم، بی تو چه پاره پاره است

با هر نفس تو سینه، بغض تو، تو گلومه

با هر کی هر جا باشم، عکس تو روبرومه

******

سپردی عهدمونو، به دست باد و بارون

منو زدی به طوفان، خودت گرفتی آروم

******

قهر تو رامو بسته

غم دلمو شکسته

تو این صدای خسته

یاد تو پینه بسته

غم دلمو شکسته

*****

غروبه باز دوباره

شب توی انتظاره

ابر،تو نگام نشسته

خیال گریه داره

اسم تو فریادمه

درد،تو صدام ترانه است

خنده آینه، تلخو

بی تو پر از بهانه است

*****

آخ که چقدر تنگه دلم

چی میشه برگردی بازم

به روزای گذشته

هوای پاییزی چرا

.......

 

گذشت این دوران دون تو را و مرا و او را،  همه را به دست فراموشی اسیر خواهد کرد و تنها آن که می ماند آنی است که هماره بوده است و خواهد بود.

و دراین میان آنان که خوبترند آسانتر،  هجرتی را میاغازند که نازنینشان را در آغوش کشند.شاید او نیز منتظر باشد تا بنده خویش را که پاک و بی الایش بوده به حریم امن خویش رهنمون سازد.

عزراییل خبر آورد که ای موسی آماده برای هجرت شو که خداوندگارت تو را خواسته. موسی اذن خواست تا سئوالی بپرسد. اذن داده شد. پرسید خداوندگار مهربان چگونه دلش میاید با این همه رحمتی که دارد جان دوست خود را بستاند. جبرییل پاسخ آورد ای موسی خداوند می فرماید این دوست چگونه دلش میاید که دعوت بهترین دوستش را رد کند؟

و اینگونه موسی رفتن آغاز کرد که دعوتی بزرگ را لبیک گوید.

و اینک گذشت چهل روز هر چند ترسی عظیم را در دلم برپا می دارد که هر چه باشد رفتنی است ولی یادش هماره در دلم بوده به ویژه آن زمانی که اسیر ابلیس نفس خود بوده ام . چه میدانم حتی اسارت من در این تن خاکی به دست خویشتن روح پاک و بی آلایش او را در آن حریم آزرده می سازد.

من خسته از خویشتن خویشم

هوای حوصله ام ابری است

و این اسارت را نمی خواهم

خود می دانم که باید برخیزم

اما چگونه؟

خسته تر!

مانده تر!

روحم سر میکشد

در عصیان است از گناه

اما می دانم روح بزرگش کمکم خواهد کرد

من همیشه کمک گرفته ام از عزیزان بزرگی که دیگر با من نیستند

و این بار نیز آیا می شود؟

باید که بر خویشتن خویش  دوباره خروج کنم

تو با منی ای نازنین

می دانم

در همین نزدیکی

بویت میاید

بوی یاس

حضورت را احساس می کنم

حضورت را بر سرزمین ویران شده ذهن و روحم مستولی گردان

ای نازنین

من  تو را هماره دارم ای نازنین

نازنین من

نازنین من

نازنین منی