در بازار بورس چشمها و پیشانی ها
بخار پیشانی ام حیرت هیچ کسی را بر نمی انگیزد
من زندگی را دوست دارم ، ولی از زندگی دوباره میترسم
دین را دوست دارم ، ولی از کشیش ها می ترسم
قانون را دوست دارم ، ولی از پاسبونها میترسم
عشق را دوست دارم ، اما از زنها میترسم
کودکان را دوست دارم ، ولی از آئینه میترسم
سلام را دوست دارم ولی از زبانم میترسم
من میترسم . پس هستم
حسین پناهی
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۱۲/۲۵ ساعت 0:19 توسط یوسف
|
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.