آخرین چهارشنبه سال هم از راه رسید هدیه ای که نداریم و بی بضاعتیم. پس سه قسمت کوچک از ترجمه منظومه عالمگیر"حیدربابایه سلام"(سلام بر حیدربابا) را که آقای ناصرالفقرا ترجمه کرده اند را تقدیمتان می دارم. باشد که روزی بتوانید لذت واقعی این سیر عظیم را در این منظومه در یابید. در ضمن وزن این ترجمه بر وزن شعرهای حماسی است.
عیدگه مرغ شب آوازش رساند پشت قاف
دختران نامزد ، جوراب دامادانه باف
شال ها آویزد از هر روزنی وهر شکاف
وه .... چه دلکش باشد این آیین شال آویختن
بر کمند شالی داماد، عیدی ریختن
عید، ِگل از گرده ی کوبیده ی الوان کنند
آشیان ها را به نقش آراسته ،رخشان کنند
چیدنی ها را درون رفّ ها، سامان کنند
نوعروسان، حنا انگشتی و ترگل رخان
بر هوس آرند مادرشوهران و مادران
نامه و پیغام باکوچی ِزعمّ و خاله ها
آغز گاوان پس از زائیدن گوساله ها
گردکان چارشنبه سوری و چاغاله ها
روی آتش، دختران خیزان و پرّان در نوا:
بخت من چون آینه، ِای چارشنبه برگشا.
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.