سیستم جدید-4/12/86
بعد یک سال دوندگی شنبه با طبیبی یک سیستم جدید رو راه انداختیم. شدن ۹ تا. درسته خوشحالی زیاد واسم سازگار نیست ولی بالاخره خیلی ها دنبال این سیستم بودند که اومد تو تبریز. با این همه دردسری که من دارم. به خودم تبریک می گم!!!!!!
بعدش هم یه صبحونه خوب و شیرینی ای که روحی آورد و ناهاری که با طبیبی ساعت ۵ تو پیتزا ۲۰۰۰ خوردیم و سوغاتی هایی که خرید و مهمانسرا. انقدر خسته بودم که خوابم برد شب بعد و نتونستم برم خداحافظی باهاش. ولی دستش درد نکنه.
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۱۲/۰۸ ساعت 0:56 توسط یوسف
|
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.