چرا فردا؟
نمی دانی مگر عمر من و تو انتها دارد.
و هر روزی که می میرد به پایان می شود نزدیک تر این عمر پر زحمت
بیا تا باقی این عمر محنت بار ما
شود لبریز از شادی و گردد از صفا پر بار
که فرهنگ لغات عمر ما، بی تو ندارد واژه شادی
و در آن خنده و لبخند بی معنی است
بیا این واژه معنا کن که بی آن زندگی خالی زرنگ پاک "بی رنگی" است.
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۱۲/۰۲ ساعت 21:13 توسط یوسف
|
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.