من کیمه م؟
من کیمه م؟( من کیستم؟)
قایالار دوشونده بوزلایان قارام ( در سینه صخره ها برف یخ بسته ام)
بولاغام، داغ لاردان جوشوب آشارام(چشمه ام،جوشیده وسرازیرشده از کوهها )
قوشولوب چای لارا ده نیز اولارام(به رودها پیوسته و دریا می شوم)
دالغالار یارادیب داغ دان آشارام( موجها خلق کرده از کوهها در می گذرم)
داش لارین بزه یی اینجه بیر گوله م( زینت سنگها ، یک گل زیبایم)
یارپاغیم قایادیر، چیچه یم بولود (برگهایم صخره ها و غنچه هایم ابرها)
حسرت ده قوورولان خسته بولبوله م( بلبلی سوته دل از رنج حسرتم)
اوره ییم یارادیر درمانیم اومود (دل زخمی و درمان من امید)
شیمشک ه م شاخارام قارا گجه ده( شمشکم که در شب سیاه)
ده له رم باغرینی قارا گئجه نین(سینه اش را پاره میکنم)
یولچویام گزه ره م ایتگین یول لاری(مسافرم که در راه های ناشناس)
توتارام الینی یولدان کئچه نین( دست هر در راه مانده ای را می گیرم)
شیمشک: تخلص دکتر محمد حسین مبین است که عمری در بابا باغی به درمان جذامیان مشغول بوده است. دیباچه کتاب او به اسم جوذامی سارای( سارای جذامی) همین چند بند بالایی است امیدوارم یادمون نره که همیشه امید هست. ترجمه اش هم اگه بد بود ببخشین چون خیلی وقته ادبیات نمی خونم.
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.