بالهايم تو باش
هميشه در چنين ساعاتي از سال كه انگار همه چي در حال پايان گرفتن است دل پر مي كشد به كنج تنهايي.
بهانه گير مي شود. چيزي را مي خواهد كه خود نيز نمي داند. دلتنگيش ديگران دوستدارش را نيز مي آزارد.
انگار بايستي كاري مي كرده و نكرده.
اما يك تفاوت عمده است ميان اين بريدن از غير و آن بريدن از غير!
در اين تنهايي اميدي هست به آغازي نو. مثل اين كه امكان امتحان دوباره را در درسي كه افتاده اي را بهت بدهند
ولي در آن بريدن خبري از فرصت دوباره نيست بلكه امتحاني در پيش است يا حداقل سفري كه نمي داني چگونه
است و من چه مي گويم.......
من تلخم يا تلخ شده ام؟ شايد بگويي در اين ساعات خوش اين چگونه فكريست كه با تلخي ذهنت تراوشش مي
كني و من پاسخي ندارم. كارهاي نكرده و فرصت هاي سوخته گاهي چنان طومار كارهاي كرده و فرصتهاي بر باد
نرفته ام را در هم مي پيچد كه از بادام تلخ هم تلخ تر مي شود اين زبان گزنده ام ولي بايد بروم. به قول سهراب
بايد امشب بروم.
اصلاً بايد امشب برويم.
برويم آنور آب.
بگذريم از پل نامهرباني. پاي بگذاريم به خاكي كه صفايي دارد.
ياد آريم آن روزگاران را كه مي سروديمش كه ياد باد آن روزگاران ياد باد.
ولي از ياد بياوريمش به فضا
بو كشيمش و
دمي تازه كنيم.
ما گم شده ايم در يكي از اين پيچهاي پيچ در پيچ.
همديگر را بيابيم.
به قول شهريار حيدر بابا شيطان بيزي آزديريپ(حيدر بابا شيطان ما را گول زده است)
فريبش نخوريم.
بايد امشب برسيم
به خدايي كه در اين نزديكي است.
تو ميداني و من نيز مي دانم كه آنچنان غرق شده ايم يا اينكه غرقمان كرده اند كه حتي فرصت نداريم در آينه خود را نگريم. و اين يعني پيروزي شيطان يا هر آنچه مي خواهي بر او نام بگذار. پس بيا اين بار به شعور و نه به شعار و تنها همين يك دفعه براي تمام عمر تكاني بخوريم حتي به اندازه يك قدم كوچك و تنها.
آنقدر خورده ايم كه نايي نيست خود بهتر مي دانم. يكيمان غصه چيزهاي نداشته ديگري غصه فرصت هاي بر باد رفته و شايد يكي مال ديگري و شايد يكي .... اما تكاني بخوريم....
در آخرين ساعات سال ۹۰ با ياد همراهاني كه ديگر نيستند و همراهاني كه همراهمانند و بايد قدر بودنشان را بدانيم به پرواز در آييم و از او بخواهيم
خدايا من پر پرواز نمي خواهم بالهايم تو باش
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.