دیدار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام مستم
باز می لرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم.
های! نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ!
های! نپریشی صفای زلفکم را دست!
وآبرویم را نریزی دل!
- ای نخورده مست-
لحظه دیدار نزدیک است
******
با تو
بي تو
همسفر سايه خويشم
و
به سوي
بي سوي
تو
مي آيم
******
به سوي تو مي آيم تا تو را ببينم
فقط تو را
تويي كه يادت نيز مرا به او مي رساند
تويي كه افكارت مرا به خود مي خواند
تويي كه انديشه ات را عاشقم
و از فكر .... ب..ار
لحظه دیدار نزدیک است به سوی بی سوی تو می آیم
پ.ن. اخوان-پناهی-خودم
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۱/۳۱ ساعت 11:26 توسط یوسف
|
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.