چون کسی نیست نوشتم
بیدار که می شوی
ناگهان
کسی نیست
و باد پنجره را
تکان می دهد...
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۱/۱۵ ساعت 23:39 توسط یوسف
|
بیدار که می شوی
ناگهان
کسی نیست
و باد پنجره را
تکان می دهد...
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.