امروز فرصت آن را پيدا كرديم در شهرمان مهمان بزرگي را ميزباني كنيم هر چند با دستاني واقعا خالي.

جيك جيك گنجشكهاي كوچه و بازار در اين زمستان نيامده  خبر از حضور مردي داشت كه گنجشكهاي ايران را پر آوازه كرده است.

اصلاً امروز گنجشكهاي سرتاسر آذربايجان به افتخار او آواز سر داده بودند.

مردي كه همه مان او را مي شناسيم: مجيد مجيدي

 

امروز آغاز 67 مین سال زندگي يك مرد ديگر نيز بود كه در اين سالها ردپاي او را در جاي جاي لحظه هاي تلخ و شيرين افكار مجيدي مي توان ديد.

با لهجه كامل صحبت مي كند. ساده و بي پيرايه است. آنچنان كه اكثر مردم خطه شمال غرب اينگونه اند. در صحبتش مي توان تمام اعماق صاف و ساده قلب يك آذربايجاني خوب را  ديد. تهي از هرگونه دغل.

به قول مدير كل سازمان ارشاد او فعلاً در بازار ركود معنويت و تكنيك و ... به تنهايي ناجي سينما و فرهنگ اين سرزمين شده است.

به قول مجيدي كارواني با آن دبدبه و كبكبه از المپيك يك و نصفي مدال آورد و او به تنهايي يك ارزش براي ايران و آذربايجان و تبريز به ثبت رساند. كاري كه شايد به اين زوديها كسي نتواند بدان دست يازد.

او  رضا ناجي برنده خرس نقره اي جشنواره فيلم برلين است با بازي زيبايش درآواز گنجشكها.

 

پ.ن. امروز مراسم در مجتمع فرهنگي 29 بهمن برگزار شد. طبق معمول سالني در خور برايمان نيست! نصف مردم سرپا هستند ولي علاقه مند. عكسها را با علي گرفته ايم و ياد تمام كساني كه نبودند را خالي كرديم. براي اطلاعات بيشتر مي تونين يه جستجوي ساده تو گوگل بكنين. به گشتنش مي ارزه.

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Reza_Naji