روز نبرد فرا ميرسد.

اولين انوارآفتاب كه بر دشت مي تابد فرمان حمله صادر مي شود.

رو در رو با بزرگترين دشمن.

ابليس.

اينجا هر كه قويتر است و توشه اي در دل، با دلي آرام و قبلي مملو از عشق به باريتعالي و نفس مطمئنه خويش پاي در ميدان نبرد مي گذارد.

 

و اينك تويي پس از نبرد.

 به شكرانه پيروزيت بايد كه اسماعيلت را قرباني كني!

 

و اينك باز تويي.

 

آيا ميداني اسماعيل تو چيست؟

آيا ميداني اسماعيل تو كيست؟

آيا به اين فكر كرده ايم

و به قرباني كردنش در راه رسيدن به حق باريتعالي.

 

قربانيت قبول.