شخص عصبي با وجود همه ي گرفتاريها/حساسيتهاوضعفهايش / گاهي ميتونه خوشحال و راضي باشه . اما خوشحالي و لذتش منوط به خيلي شرايط است. مثلا ممکن است از هيچ چيز لذت نبرد مگر اينکه تنها باشد / از هيچ کاري لذت نبرد مگر مبدع و گرداننده خودش باشد.براي اينکه راضي و خوشحال باشه احتياج به تاييد و تمجيد  وتصويب ديگران داره. بعضي وقت ها ساختمان روحي شخص عصبي براي خشنودي به گونه ي دگر است.مثلا زني ممکنه از موفقيت شوهرش هم لذت برد وهم بعلت بخل و حسد کلي که در او هست باطنا ناراضي و خشمگين گردد.فرد عصبي مثل ابري با کوچکترين نسيمي شکلش عوض مي شود . ترس دائمي او از اينکه ممکن است هر ان مورد بي مهري /ملامت/انتقاد و بي اعتنائي قرار گيردو مانع پايداري لذت و خوشي او مي گردد. هر اتفاق کوچکي که ممکن است در زندگي براي هرکس پيش بياد بنظر شخص عصبي مصيبت بزرگي ميرسد.بکوچکترين انتقاد وتذکري غم وجودش را فرا مي گيرد.گاهي ممکن است احساس ياس و در ماندگي پنهان و مخفي باشد. در ظاهر فرد پر از اميد و ارزوست / براي بهتر شدن زندگيش نقشه ميکشد/تلاش مي کند و دائما در جنب وجوش است . چنين تلاشهائي براي فرار از ناراحتي هاي درونيست.طبقه بندي عصبانيت:/حرکات غير ارادي/:علائم ان حرکات زياد قسمت هاي مختلف بدن که از کنترل اراده خارج است.تشنج.زياد کار مي کنند و نمي توانند ارام بنشينند يا به استراحت و تفريح بپردازند./حساسيت/:توسط حواس پنج گانه.به محض اينکه صداي کشش ناخن بروي تخته سياه را مي شنوند از فرط عصبانيت نعره مي کشند و خون در بدنشان منجمد مي شود و وقتي دري بشدت بسته شود چنان از جايش ميپرد که انگار زلزله اومده.اين عوامل شامل بوها مزه ها مي شود./روحي يانفساني/:اين افراد دچار بدگماني ووحشت ونقصان اعتمادبنفس ورنج و حقارت هستند./عضوي/:احساس مي کند قلبش تند مي زند واحساس ارزش دروني و فشارهاي داخلي هستند