یه توضیح(شعرها از مصدق و سید علی صالحی)
این مطلب رو درارتباط با بحث کوتاه دیشب با رز و مسعود می نویسم. اولش اینکه به قول حمید مصدق باید بگم:
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد
چه کسی با دشمن بستیزد
........
و در جواب هر دو دوستم و تمام دوستایی که به یادمن باید بگم:
اصلاً به فرض که مردمان هنوز در خوابند
فرض که هیچ نامه ای هم به مقصد نرسید
فرض که بعضی از اینجا دور
حتی نان از سفره و کلمه از کتاب
شکوفه از انار و تبسم از لبانمان گرفته اند
با
رویاهامان
چه می کنند؟!
آینده متعلق به من و توست.
آمده ام که سر نهم ......
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۵/۲۱ ساعت 14:18 توسط یوسف
|
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.