می شود-تیچر
خسته از راه می رسم من جنوبيم ساكن جنوبم گرما با من همزاد است بدهكار خورشيد نيستم... ترجمه به زبان شکلکی: گلزار میشود آسوده در
بار تنهایی را
بر بلندی یادت می نهم
با خود می گویم:
زندگی را می شود زیبا دید
می شود از بند نومیدی رهید
می شود تا کوچه باغهای امید
یک نفس با پای در زنجیر دوید
می شود در لابلای خنده ها
گریه های نا امیدان را شنید
می شود آسوده در گلزار عشق
دسته دسته غنچه لبخند چید
می شود در راه اهداف سپید
جان و دل را کرد فدا و شاد بود
میشود در پرتو خورشید مهر
اشک غم را از نگاه عمر زدود
می شود در پهنه خشک کویر
همچو تندر مظهر فریاد بود
می شود در متن خواب همرهان
دیده ای بیدار در بیداد بود
می شود اشک غم از چشم یتیم
با دو دست مهربان آرام زدود
می شود در غربت سنگین شهر
شاعرانه از غم دلها سرود.
(عسگر رشیدی-تهیه از تیچر)
زندگي من با گس تابستان همزاد است
من بدهكار هيچ كس نيستم
حتي ابر...ماه ...خورشید...باد...
عطش مي آورد
از نگاهش بخار مي شوم
ابرش، بارانش
براي ديگران است
پس:
شعر از:احمد خوش نویس(ارسالی از تاترا)
زارعشق
دسته دسته غنچه
چید
میشود در راه اهداف سپید
جان و دل را کرد فدا و شاد بود
میشود ![]()
با دو دست مهربان آرام زدود
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.