امتحان خدا-موفقیت158- نقره از فرشاد دوستم

 امروز روز امتحان خداست

 دیروز هم روز امتحان خدا بود

 فردا هم خدا ما را امتحان می کند

 

 

 خدا در امتحانش هیچ مطلبی خارج از کتابش از ما انتظار ندارد.

 

 خدا برای افکار بدی که برای تقلب در سر داشتیم اما عملی نکردیم مجازاتی در نظر نمیگیرد.

 

 امتحان خدا فقط عملی است.

 

 خداوند در امتحانش نیاز به مراقب ندارد، او به تنهایی مراقب همه ماست.

 

 در امتحان خدا تقلب ممکن نیست.

 

 خدا از دانسته های ما امتحان می کند و اگر خلافی از سر فراموشی یا ندانستن مرتکب شویم نمره ای کسر نمی کند.

 

 خدا برخی حرف های مهم را برای اینکه، کندذهن ترین افراد هم یاد بگیرند و عذری برای انها باقی نماند ده ها بار تکرار کرده است.

 

 قوانین کتاب خدا کلی و بدون استثنا هستند. هرکس ذره ای کار نیک انجام دهد، خدا آن را می بیند. همینطور اگر ذره ای کار بد انجام دهد آن را هم می بیند.

 

 خدا در امتحانش از ما می خواهد خودمان بخوانیم و با انصاف خود نمره بدهیم.

 

 در امتحان خدا، اگر نمره بدی بگیریم باز هم به تو امید می دهد، که هنوز پایان راه نیست. سعی کن جبران کنی.

 

 و اگر نمره خوبی بگیری، تو را به بهشت رضایت در آن دنیا مهمان میکند.

 

 خدا ما را از نمره های خوبمان آگاه میکند ولی خدا نمره های بد تو را به رخت نمی کشد، او حتی نمره های بد ما را از چشم اطرافیانمان مخفی می کند.

 می دانید اگر از نمره های بد یکدیگر خبر داشتیم چه می شد؟

 

 در امتحان خدا اگر تصمیم بگیری گذشته را جبران کنی تمام منفی هایت را خط می زند تا مثبت شوند و سمت چپ همه صفرها، یک عدد 2 می گذارد.

 

 خدا هر روز آماده امتحان است، کافی است مردانه تصمیم بگیری خدا حاضر است باز تو را امتحان کند.

 

خدا خوشحال می شود اگر امتحانت خراب شد، از او سراغ بگیری و در خانه اش را بکوبی.

 

 خداوند در لحظات امتحان نیز تو را تنها نمی گذارد و تو را نهیب می زند و راهنمایی می کند.

البته اگر  گوش هایت را پنبه نگذاشته باشی، حتما صدایش را می شنوی.

 

 بیشتر پرسش های خدا تکراری اند.

 

 خداوند مردم پیش از ما را نیز همانگونه امتحان کرده است که، امروز ما را

 

 جالب آن است که  خدا، خود پرسش امتحانی مردمان پیش از ما را در کتابش آورده است و بر آن ها تاکید کرده است

 

 و عجیب تر این که

 

 با پرسش های تکراری سالهای قبل هم نمره نمی آوریم.

 

 

 خدا فردا هم امتحان می گیرد ولی ممکن است فردا ما نباشیم،

 

 بیایید تصمیم بگیریم همین امروز از خدا نمره قبولی بگیریم.

www.pan-seb.blogfa.com

 


او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.»

 

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل  خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.

همان هفته با یک نقرهکار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت.

وقتی طرز کار نقره کار را تماشا میکرد، دید که او قطعهای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصیهای آن سوخته و از بین برود.

زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته میشویم. بعد دوباره به این آیه که میگفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقرهکار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟

مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد.. اگر در تمام آن مدت، لحظهای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.

زن لحظهای  سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا میفهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»

اگر امروز داغی آنش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.

این مطلب را منتقل کنید. همین حالا کسی محتاج این است تا بداند که خدا در حال نگریستن به اوستـ و او در حال گذراندن هر شرایطی که باشد، در نهایت فردی بهتر خواهد بود.

«زندگی چون یک سکه است. تو میتوانی آن را هر طور که بخواهی خرج کنی، اما فقط یک بار.»

حسین وارث آدم

از آزادگی تا آ.....ا زادگی.

 

از وارستگی تا وابستگی.

 

به کجا چنین شتابان!

ناجي

 

امروز فرصت آن را پيدا كرديم در شهرمان مهمان بزرگي را ميزباني كنيم هر چند با دستاني واقعا خالي.

جيك جيك گنجشكهاي كوچه و بازار در اين زمستان نيامده  خبر از حضور مردي داشت كه گنجشكهاي ايران را پر آوازه كرده است.

اصلاً امروز گنجشكهاي سرتاسر آذربايجان به افتخار او آواز سر داده بودند.

مردي كه همه مان او را مي شناسيم: مجيد مجيدي

 

امروز آغاز 67 مین سال زندگي يك مرد ديگر نيز بود كه در اين سالها ردپاي او را در جاي جاي لحظه هاي تلخ و شيرين افكار مجيدي مي توان ديد.

با لهجه كامل صحبت مي كند. ساده و بي پيرايه است. آنچنان كه اكثر مردم خطه شمال غرب اينگونه اند. در صحبتش مي توان تمام اعماق صاف و ساده قلب يك آذربايجاني خوب را  ديد. تهي از هرگونه دغل.

به قول مدير كل سازمان ارشاد او فعلاً در بازار ركود معنويت و تكنيك و ... به تنهايي ناجي سينما و فرهنگ اين سرزمين شده است.

به قول مجيدي كارواني با آن دبدبه و كبكبه از المپيك يك و نصفي مدال آورد و او به تنهايي يك ارزش براي ايران و آذربايجان و تبريز به ثبت رساند. كاري كه شايد به اين زوديها كسي نتواند بدان دست يازد.

او  رضا ناجي برنده خرس نقره اي جشنواره فيلم برلين است با بازي زيبايش درآواز گنجشكها.

 

پ.ن. امروز مراسم در مجتمع فرهنگي 29 بهمن برگزار شد. طبق معمول سالني در خور برايمان نيست! نصف مردم سرپا هستند ولي علاقه مند. عكسها را با علي گرفته ايم و ياد تمام كساني كه نبودند را خالي كرديم. براي اطلاعات بيشتر مي تونين يه جستجوي ساده تو گوگل بكنين. به گشتنش مي ارزه.

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Reza_Naji

مسیحا-آزادگی

و عیسای مسیح گفت:برای رسیدن به ملکوت اعلی باید کودک شد.

 

میلادت مبارک ای یادآور نیکی و پاکی


نمیدانم آنانی که برایش می گریند صادقند یا آنانی که به خاطر بر پا داشتن مراسمش از نماز خود نیز می گذرند صادقند یا آنانی که مبهوت در این میانه نظاره گرند یا آنانکه به دنبال معرفتند. نمی دانم. من از شفاعت در روز جزا سر در نمی آورم و این که هر کاری کنم او شفاعتم می کند نیز به نظر درست نمی آید.

 

آنچه مرا به خود مشغول داشته این است که از من و تو تنها یک چیز خواسته.

خواسته ای کوچک اما بسیار بزرگ.

 

 آزادگی و دیگر هیچ.

 

و ما چه  کرده ایم

 

 هیچ.