بودن با شما و برای همدیگر-یکسال گذشت
یاد و خاطره ۲۹ بهمن و تمامی مردان مرد این دیار و شیرزنان استوارش گرامی
یکسال گذشت با شما
یکسال پر تلاتم
پر از مبارزه
پر از لحظات خوب و کمتر خوب
پر از حضور توی مهربان
پر از حضور وسوسه!
هنوز در راهم تا رسیدن.
این راه را پایانی نیست
چون همیشه وسوسه هست.
نفس هست.
ابلیس وجود هست.
مگر آنکه چون آب روان راهی گشایی از دل سنگ تا خدا
تا توی مهربان!
سلام من به همه آنهایی که یکسال مرا آموختند بودن را و ماندن را و رفتن را.
سلام من به مونا و رز
به یارا و تاترا
به رینی و تیچر
به نکته دان
به آیلا
به ناشناس و ستاره
به آنی و مسعود و محمدرضا و علی
به گلزار و گلپران
به اکبر
به تن ناز و رکسانا
به تویی که فراموشت کردم
به تویی که دوستت دارم
به تویی که دوست داشتن را از تو در یاد دارم.
سر آغاز دومین سال با هم بودنمان را شکر می گویم
و دست یاری و دوستی را اینبار با امیدی فراتر به سویتان دراز می کنم
من تو را او را کسی را دوست می دارم در این سرای مهر
یه درخواست : می تونین یه جمله به خاطر یه سال گذشته برام بنویسین.
البته من که تعریفی ندارم ولی تعریف ممنوع.
به خاطر همه همراهیاتون ممنونم. دلم میخواد همین حالا باهاتون تا دل
آسمون هفتم بپرم!!!
خب اسمم که هست ، از کارهای جدید هم خوشم میاد. اهل تجربه ام حتی با این سن و سال. تاریخ ایران و ادبیات ایران و آذربایجان و انگلیسی و علوم خوراکمه. عکاسی رو دوست دارم و انجام میدم. دوست دارم تو طبیعت باشم و کوه میرم اگه فرصت بکنم. خدا رو شکر یه نونی در میاریم می خوریم. خوشحال می شم کاری واسه تون بکنم.